خرید بک لینک
شب نشینی نمیدونم ... باز با گریه به آغوش تو برمی‌گردم یک جایی، اطراف ۲۳,۴ سالگی، با خودم گفتم دیگه شوخی نیس. اگه تا الان بچگی بوده، بحران بلوغ بوده یا خاصیت شهری زندگی رشت، از الان با تصمیم خودم اینجوری خواهد بود. من هیچ تلاشی برای زندگیم نمی‌کنم. همینجا غمگین می‌شینم، کتاب می‌خونم، چت می‌کنم، بلاگ می‌نویسم و کافه‌نشینی می‌کنم.یادم نیس کجا آغاز کردم دویدن، یه روزی که همه آدما کنارم تو مترو میدویدن لابد منم بی اختیار دویدم. امید داشتم، دوستای که از دست دادمو رها کردمو

برچسب: نویسنده: آیلین اکبری‌نژاد تاريخ: جمعه 30 مرداد 1405 ساعت: 17:28

صفحه بندی